از جوجه بگم دردام یادم بره چندلحظه

درخواست حذف این مطلب
میگه صُبانه "تومه گو" خودَم گَوووی شدم و بازوشو میاره سمتم که فشار بدم قوی شدنشو ببینم ! خیلی با هیجان کیبورد لپ تاپ رو مود عنایت قرار میداد ، یهو صدا زدم بنیامییییییین ! خیلی ریل و اصن انگااااار نه انگاااااار تو صورتم نگاه کرد گفت عصبانی نشین؛ اینم بزنم ! و تق دکمه پاور رو زد و بعدم خیلی پیروزمندانه ی نگاهی ب من کرد و رفت !
ینی ی لحظه حس بنیانم ریخت زمین !تخت اتاقهای ما همش دوطبقه اس برای امنیت موقع ز له . یکی از علایق بنیامین بالارفتن از تخت ! فقط ۳۰ ثانیه دیدم ازش خبری نیست ، تو اتاق یوسف از تخت رفته بود بالا و ب سختی نودشو روی نرده طبقه بالا نگه داشته بود و هویا هویا میگفت از خوشحالی ؛ چ برق میزد چون هیچوقت نمیذاشتیم بره بالا ! این نترس بودنش خطرناکه هرچند هنوز خیلی بچه اس ولی سر نترسی داره .رفتم دست و صورتمو بشورم اومد در میزنه ، میگه من وودو بِدَنَم ! بنی وضو بزنم ، گفتم وضو زدنی نیست ، با ی لحن خاص خودش گفت شما بیا من بزنم ! ( ینی دهنتو ببند بزار کارمو م) . بعدم تلاش کرد دمپایی بپوشه !تی وی تبلیغ کوزت میکرد ی صحنه اش کوزت جیغ و گریه مامانشو صدا میزد ، فوری اومد بغلم گفت تَشیدمم (ترسیدم) . ب مامان گفتم این نسل جدید از کوزت میترسن نمیدونم ما چه اشکها که براش نریختیم .ممول هم داره مجدد پخش میشه . رامکال هم . بیشتر کارتن های دوره کودکیم رو وقتی با بنیامین خونه ام میبینیم چون از وقتی تی وی آزاد شد براش ، ایشون همش تو شبکه پویاست !یکی از مبلای روبروی تلویزیون مخصوص ایشونه ، مبل نزدیک پنجره اس ، هوا چند روزه خنکه من پنجره رو باز میکنم ، چند لحظه بعد صدا میاد تپ میره میبنده ، بعدم با دست نگه میداره پنجره رو و منو صدا میکنه که شما اینو ببند شَرده ! بابا خوشحالن میگن تیممون دونفره شد زورمون بیشتر میشه . من و مامان پنجره باز میکنیم ، بابا سردشون میشه میبندن . الانم که بنیامین مثل بابابزرگش پنجره میبنده !تنها دلخوشی این روزامون ، همین جوجه جانمان است ... الهی که تنش سلامت باشه جوجه ما و همه جوجه های این سرزمین .ماشاءالله بهت عزیزجانم ❤

دخترا سیب گلاب َن

درخواست حذف این مطلب
کی میگه بین دو تا نی یکیشون شکر نداره
نه عزیزم برا بابا دختر و پسر نداره
دخترا سیب گلابند مثل برفند مثل آبند
برف جاده گل و خاکه آب چشمه اما پاکه
دخترا شاخه نباتند چشمه ی آب حیاتنددختر، زودتر راه می رود .....زودتر به تکلم می افتد
زودتر به سن تکلیف می رسد
اصلا انگار از همان اول، عجله دارد
انگار هیچ وقت برای خودش وقت ندارد
حتی بازی هایش، رنگ و بوی جان بخشیدن دارد
چنان معصومانه عروسکش را در آغوش می فشارد؛ گویی سال هاست طعم شیرین مادری را چشیده است.
دختر بودن یعنی همیشه عجله داشتن برای رساندن محبت به دستان دیگران
دختر که باشی مهربانی ات دست خودت نیست
خوب می شوی حتی با آنان که چندان با تو خوب نبوده اند
دل رحم می شوی؛ حتی در مقابل آنهایی که چندان رحمی به تو نداشته اند
دختر که باشی زود می رنجی، زود می بخشی، زود می گریی، زود می خندی
تو ِ احساس، روی زمین هستی!
بی تو و بازیگوشی هایت جهان می میرد دختر جان! ....

بی صدا مردن ...

درخواست حذف این مطلب
خوش به حال مردها . . .
دلشان که بگیرد؛
سیگار می کشند...
هر زمان هم که باشد ، بدون ترس ودلهره، به دلِ خیابان میزنند ...
حتی اگر شد ، وسایل دم دستشان را می شکنند ...!
اما ما زن ها چه؟؟
نه خیابان برای دلتنگی هایمان امن است
نه سیگار ، با طبع لطیفمان سازگار...
نه دلِ ش تن ظرف ها را داریم...!
ما زن ها ... دلمان که میگیرد؛
زورمان به موهایمان می رسد،
به ناخن هایمان می رسد،
به بغضمان میرسد...
ما زن ها... درمواقع دلتنگی، خیلی قوی که باشیم .. نهایتش ... گوشه ای مچاله می شویم ... و بی صدا می میریم....!#نرگس_صرافیان_طوفان

پرواز ناتمام آسمان

درخواست حذف این مطلب
خدایا امسال همه انواع حوادث رو تجربه کردیم ، زمینی هوایی دریایی جاده ای ! خدا به خانواده های پرواز تهران یاسوج صبر بده :-(از صبح داریم غصه شونو میخوریم ، الان بابا رسیدن خونه ، دوستشون هم تو پرواز بوده ... همه مون شوکه ایم ... چهره خانوم دوستمون که تو عروسیم بهم تبریک میگفت و ذوق داشت همش جلوی چش ... خدااااااا بهشون صبر بده . بابا تو اه برگشت انقد ناراحت بودن تصادف ، خداروصدهزار مرتبه شکر که فقط خسارت مالی بوده .خدایا ، خداوندا ، بارالها ، کریما ، رحیما ... نگاه مون نمیکنی حداقل غضب نکن ! چقدر مگه تحمل داریم ؟

یادداشت وارده ...

درخواست حذف این مطلب
ما در دنیایی زندگی می کنیم که وقتی به یک ی خوبی کردیم و خوبی کردیم و خوبی کردیم، روزی که خوبی نکنیم ما از نظر او آدم بدی هستیم!شما نمی توانید بگویید، من ده بار به یک ی خوبی ، بار یازدهم که نخواستم یا نتوانستم کاری برایش انجام دهم چرا از نظر او من آدم بدی شدم؟
و چرا یک ی که هیچ کاری برای آن شخص انجام نداده است در نظر او از من بهتر است؟باید پذیرفت که این ویژگی انسان است!شما وقتی بچه همسایه تان را بیست دفعه نگه دارید و روز بیست و یکم بگویید من خودم وقت دارم و نمی توانم امروز بچه شما را نگه دارم، آن همسایه می تواند با شما بد شود در حالیکه با همسایه دیگر که هیچ وقت بچه اش را نگه نداشته است خوب است.در زندگی یاد بگیریم که قرار نیست همه مراعات حال ما را ند، رس ما زندگی برای خودمان است، نه برای خوشایند دیگران...!!

درست حرف بزنیم !

درخواست حذف این مطلب
سرجدتون دیگه نگید کمبود شوهر قحطی شوهر ! خیلی لفظ زشتیه بخدا ! شوهر چیه که کمبود هم بشه ،مگه تخم مرغه ؟؟؟؟
یک ماه بیشتره که میخایم ۳ تا آقا رو داماد کنیم ، مگه دختر گیر میاریم حالا ؟ والا نمیدونم انقدر این لفظ زشت رو برای چی میگن پس ؟ ما که سه تا پسر رو دستمون مونده ، کی گفته کمه ؟ب قول خورشید (نقل به مضمون) ، کاش خانم ها عزت نفس بیشتری داشتن و صرفا ازدواج عامل خوشبختی و عاقبت بخیریشون نبود !مـردهـا منطقی حرف می زننـد
ولی احسـاسی تصمیم می گیرنـد...
امـا زن هـا،
احسـاسی حرف می زننـد
و مثـلِ یک ِ اعـدام
کاری که باید نـد را میکننـد ..!

درست حرف بزنیم !

درخواست حذف این مطلب
سرجدتون دیگه نگید کمبود شوهر قحطی شوهر ! خیلی لفظ زشتیه بخدا ! شوهر چیه که کمبود هم بشه ،مگه تخم مرغه ؟؟؟؟
یک ماه بیشتر میخایم ۳ تا آقا رو داماد کنیم ، مگه دختر گیر میاریم حالا ؟ والا نمیدونم انقدر این لفظ زشت رو برای چی میگن پس ؟ ما که سه تا پسر رو دستمون مونده ، کی گفته کمه ؟ب قول خورشید ، کاش خانم ها عزت نفس بیشتری داشتن و صرفا ازدواج عامل خوشبختی و عاقبت بخیریشون نبود !مـردهـا منطقی حرف می زننـد
ولی احسـاسی تصمیم می گیرنـد...
امـا زن هـا،
احسـاسی حرف می زننـد
و مثـلِ یک ِ اعـدام
کاری که باید نـد را میکننـد ..!

حرف مفت نزنیم !

درخواست حذف این مطلب
ب درباره ی موضوعی با سحر حرف میزدم ، تو حرفام درباره پلیس گفتم . یهو بنیامین رفت تو بغل سحر نشست و گفت مامان تَرشیدَم پلیس میاد ترشیدم !خب خیلی وقته معنی و مفهوم ترس رو میفهمه ، و اینکه از پلیس بترسه خیلی بده . شب که شوهرخواهر اومد از عمد بحث رو پیش کشیدم گفتم بنیامین از پلیس میترسه خیلی بده ها ببرینش ی روز ی جا که پلیس هست با پلیسه هماهنگ کنین ، باهاش حرف بزنه و بخنده که ترس بچه بریزه . بعدم از سحر پرسیدم چی درباره پلیس گفتین ب بچه که ترسیده ؟ خلاصه حرف شد و فلان و کاشف ب عمل اومد دختر ۱۰ سالهء بنیامین میخاد جلوی بچه رو بگیره نره تو حیاط میگه اگه بری پلیس میاد میبرتت ! سحر که یادش اومد خیلی حرصی شد و گفت چندین بار ب دختره تذکر دادم که نگو اینجوری و البته این قضیه ۶-۷ ماه پیش چندمرتبه تکرار شده (ینی هرچی خواهرشوهر سحر خانوم خوبیه این بچه اش خنگ و لوس و رو اعصاب ب معنی واقعی کلمه اس ) . مقادیر متنابهی حرص خوردم ب !مواظب حرف زدنمون جلوی بچه باشیم ، بچه های حالا خیلی زود میگیرن مطالب رو و اثرات منفی مثبت زیادی حرفهای ما داره که همش شاید الان نشون نده ولی در آینده خیلی پررنگ میشه .

معده !

درخواست حذف این مطلب
تقریبا دوهفته اس که خیلی کم گشنه ام میشه ، وقتیم گشنه میشم نهایت ۵ لقمه غذا میتونم بخورم ، بعد از غذا هم انگار ی لقمه غذا تو گلوم مونده و پایین نمیره . و بعد از غذا اگه خم بشم غذا برمیگرده توی دهنم (گلاب ب روتون) . و انقدر حال بدی دارم بعد هر وعده غذا خوردن که همون ۵ لقمه رو هم سعی میکنم نخورم. میترسم برم بگه اندوسکوپی و من هرگز نیمتونم اندو کنم ! جالبه با اینهمه کم خوردن ، ۱۰۰ گرم هم کم نشدم ! ‎:-\‎خدایا ... شکرت /.بعدا نوشت : از کنارگوش تا چانه ، ینی بناگوشم هردوطرف جوشهای درشتی زده که داره روانیم میکنه ، سی سال از خدا عمر گرفتم هیچوقت جوش نزدم ، اما اولین جوشهای زندگیم رو الان باید همین الان دم عید بزنم ؟؟؟؟؟ ایا این درسته ؟ میدونم مشکل داخلیه ، ولی کی وقت رفتن داره ؟!

یت ناتمام ...

درخواست حذف این مطلب
دیروز من و سحر از صبح زود اومدیم خونه مامان که ی ید بریم و بیایم کمدت ی کنیم براشون . رفتیم ید و برگشتیم که خبر هواپیما رو شنیدیم و حالمون گرفته شد ، بعدم بابا رسیدن و خبر دوستشون رو دادن و دیگه ت از ت نخوردیم . ب انقدر حال بابا بد بود و غصه دوستشون رو خوردن ک من و سحر شب موندیم پیششون ، ترسیدیم تنها بمونن . صبحم بنیامین بیدارم کرد و چی ازین قشنگتره تو دنیا ؟خدایا سلامتی و آرامش و آسایش و امنیت و راحتی خانواده ام و عزیزانم رو در پناه خودت حفظ کن .ی چند وقتی هست مه شکرانه هام از ته دل نبود ، ولی امروز صبح فهمیدم که بابا و دو نفر دیگه هم قرار بوده این سفر رو برن ولی کنسل میکنن و این بنده خ کهرقت سفر قرار بوده برگرده و نتیجه رو بگه و هفته های بعد باهم برن بازدید پروژه ، بندبند وجودم میگه خدایا شکرت ، خدایا من کی باشم که شاکر نباشم ؟ ی بخش عمده ناراحتی بابا اینه که مرحوم رو بابا فرستادن یت ، میگفتن شرکتاز صبح که خبرو شنیدهگریه میکرده چون اون بلیط این پرواز رو گرفته بوده ... حال همه ابه .... خدایا به همه صبر بده . همش به این فکر میکنم که زبونم لاااااال اگه همشون همین سفر رو میرفتن الان ما چه حالی بودیم ؟ تصورشم از عهده من خارجه . خدایا چجوری شکر کنم برای وجود پدرومادرم ؟ الهی شکرت /.

پرواز ناتمام آسمان

درخواست حذف این مطلب
خدایا امسال همه انواع حوادث رو تجربه کردیم ، زمینی هوایی دریایی جاده ای ! خدا به خانواده های پرواز تهران ایلام صبر بده :-(از صبح داریم غصه شونو میخوریم ، الان بابا رسیدن خونه ، دوستشون هم تو پرواز بوده ... همه مون شوکه ایم ... چهره خانوم دوستمون که تو عروسیم بهم تبریک میگفت و ذوق داشت همش جلوی چش ... خدااااااا بهشون صبر بده . بابا تو اه برگشت انقد ناراحت بودن تصادف ، خداروصدهزار مرتبه شکر که فقط خسارت مالی بوده .خدایا ، خداوندا ، بارالها ، کریما ، رحیما ... نگاه مون نمیکنی حداقل غضب نکن ! چقدر مگه تحمل داریم ؟

بنیامین

درخواست حذف این مطلب
میره پشت میز اتو ، فقط دوتا پای کوچولو معلومه ، صدا میزنه من نیدتَم .باید ب دنبالش پیداش کنم ♥ وقتی هم که پیداش کنم میگه بِیدا دودَم .قلب منهخدایا شکرت

معده !

درخواست حذف این مطلب
تقریبا دوهفته اس که خیلی کم گشنه ام میشه ، وقتیم گشنه میشم نهایت ۵ لقمه غذا میتونم بخورم ، بعد از غذا هم انگار ی لقمه غذا تو گلوم مونده و پایین نمیره . و بعد از غذا اگه خم بشم غذا برمیگرده توی دهنم (گلاب ب روتون) . و انقدر حال بدی دارم بعد هر وعده غذا خوردن که همون ۵ لقمه رو هم سعی میکنم نخورم. میترسم برم بگه اندوسکوپی و من هرگز نیمتونم اندو کنم ! جالبه با اینهمه کم خوردن ، ۱۰۰ گرم هم کم نشدم ! ‎:-\‎خدایا ... شکرت /.

تقاص

درخواست حذف این مطلب
ی مطلبی تو وب فاطمه جان خوندم که مدتهاست میخاستم دربارش بنویسم ، حالا وقت شد .سال ها پیش ی پسر جوونی به نامزد/ ش نامردی کرد و بطرز عجیبی مثل همون نامردی خودش سر دخترش اومد ... دخترش افسرده شد و جلوی چشمهای همه آب شد و اون آقا کاری از دستش برنمیومد ، فقط ب بابا گفته بود اگه میدونستم قراره ی روزی عد خدا اینجوری برقرار بشه که هرکاری سر دخترم بیاد ، هرگز اون جفا رو نمی .
مطمئن باشیم ی روزی از روزهای خدا، همه ناجوانمردی هامون تکرار میشه ...تو خونه بابا م ، هروقت ی حرفی میشد من و سحر ب بابا میگفتیم انقد مامان مارو اذیت نکنین ، میگفتن من هرکاری م میترسم زمین انقدر گرده که فردا روزی دامادم همون کارو تکرار کنه ، یا پسرم ازم یاد بگیره و با خانومش همین رفتارو ه و این سلسله رفتار اذیت کننده نسل ب نسل منتقل بشه .خلاصه که ای اونهایی که دختر دارین مواظب باشین تقاص کارهای شما رو دختراتون پس ندن .

قرار با طعم گربه !

درخواست حذف این مطلب
ب خیلی یهویی با دوستام قرار برای امروز فی کردیم ، صبح پاشدم و ی کمدت ی اساسی .حدود ۱۲ خودمو رسوندم سرکار و ی سری کارامو انجام دادم و ۳ رفتم سمت قرار . ی کافه پتویی قرار داشتیم تو این هوا بچسبه بهمون .یکی یکی رفقا اومدن و انقدر گفتیم و خندیدیم که لپ و دل هامون درد گرفت . کافه ای که نشسته بودیم خب فضای باز بود و انقد گربه اومد و جیغ و داد بچه ها درومد که سوژه شدیم ! صاب کافه ی اسپری بهمون داد که بپاشیم ب گربه ها که نیان نزدیک . دم غروب هوا تاریک شد و غذا سفارش دادیم ، غذاها رو که آورد گربه ها دوره مارو ، انقدر با استرس غذا خوردیم که اصن نفهمیدیم چی خوردیم :))) یک ساعت بعدشم گشنه بودیم همگی !از کافه که درومدیم یک ساعتم تو ماشین نشستیم حرف زدن و دیگه ساعت ۹ گذشته بود که دل کندیم از هم :) ۶ ساعت حرف و بگو بخند ، خیلی خیلی حالمو بهتر کرد . امیدوارم اثراتش موندگار باشه .البته ، صبح رفتیم خونه مامان اینا و تا شب اونجا بودیم ، خداروشکر خوش گذشت و بعد مدتها خنده بابا و مامان رو دیدم ، اگه خنده اونها نبود امروز خنده ب لبم نمیومد و اصلا نمیرفتم یر قرار .+ جنگجویان کوهستان یادتونه ؟ تی وی میخاد بزاره دوباره :)))) یادمه مدرسه نمیرفتم که میذاشت ، ی همسایه داشتیم خانومه عاااااشق لینچان بود ، ی دفعه زن و شوهر دعواشون شد و بابا رفتن آشتی شون بدن ، اقا شکایت کرده بود که خانم همش قربون صدقه لینچان میره و اصرار داره دوربین برداری ب م که بگیره از لینچان که ببینه چون سریال هفتگی پخش میشه و دلش تنگ میشه ، میگفت تو خونه منو بعضی وقتا لینچان صدا میکنه ، من برای این زن جون م پول دوربین دربیارم ؟! نمیدونم کجاست الان ، از دیدن لینچان چ حالی میشه :)))))خدایا ، حال خوب خانواده ام رو میخام .... تروخداااااااااا .الهی شکرت برای این دوستی ۱۶ ساله ، مواظب دوستی مون باش .خدایا ش ک ر ت !

حریم خصوصی

درخواست حذف این مطلب
بخدا که اگه بفهمی چقدر زشته جلوی جمع ، سرتو ی تو گوشی همسرت (شوهر) ، و بلندبلند بگی حق نداری این ع تو بزاری اینستا و کلی خط و نشون بکشی و آبروریزی کنی ! تهدید کنی که خیلی ناراحت میشی و تلافی میکنی !
حریم خصوصی خیلی لازم و مهمه ، بهمدیگه احترام بزاریم .خدایا ... شکرت !بعدا نوشت : ۱- قضیه ؛ شرح رفتار یک خانم با شوهرش است !۲- لازم نبود این الم شنگه جلوی جمع ب ا بشه ، بعد ۸ سال زندگی مشترک نمیدونه خصوصی باید ب شوهرش غر بزنه ؟!

قرار با طعم گربه !

درخواست حذف این مطلب
ب خیلی یهویی با دوستام قرار برای امروز فی کردیم ، صبح پاشدم و ی کمدت ی اساسی .حدود ۱۲ خودمو رسوندم سرکار و ی سری کارامو انجام دادم و ۳ رفتم سمت قرار . ی کافه پتویی قرار داشتیم تو این هوا بچسبه بهمون .یکی یکی رفقا اومدن و انقدر گفتیم و خندیدیم که لپ و دل هامون درد گرفت . کافه ای که نشسته بودیم خب فضای باز بود و انقد گربه اومد و جیغ و داد بچه ها درومد که سوژه شدیم ! صاب کافه ی اسپری بهمون داد که بپاشیم ب گربه ها که نیان نزدیک . دم غروب هوا تاریک شد و غذا سفارش دادیم ، غذاها رو که آورد گربه ها دوره مارو ، انقدر با استرس غذا خوردیم که اصن نفهمیدیم چی خوردیم :))) یک ساعت بعدشم گشنه بودیم همگی !از کافه که درومدیم یک ساعتم تو ماشین نشستیم حرف زدن و دیگه ساعت ۹ گذشته بود که دل کندیم از هم :) ۶ ساعت حرف و بگو بخند ، خیلی خیلی حالمو بهتر کرد . امیدوارم اثراتش موندگار باشه .البته ، صبح رفتیم خونه مامان اینا و تا شب اونجا بودیم ، خداروشکر خوش گذشت و بعد مدتها خنده بابا و مامان رو دیدم ، اگه خنده اونها نبود امروز خنده ب لبم نمیومد و اصلا نمیرفتم یر قرار .+ جنگجویان کوهستان یادتونه ؟ تی وی میخاد بزاره دوباره :)))) یادمه مدرسه نمیرفتم که میذاشت ، ی همسایه داشتیم خانومه عاااااشق لینچان بود ، ی دفعه زن و شوهر دعواشون شد و بابا رفتن آشتی شون بدن ، اقا شکایت کرده بود که خانم همش قربون صدقه لینچان میره و اصرار داره دوربین برداری ب م که بگیره از لینچان که ببینه چون سریال هفتگی پخش میشه و دلش تنگ میشه ، میگفت تو خونه منو بعضی وقتا لینچان صدا میکنه ، من برای این زن جون م پول دوربین دربیارم ؟! نمیدونم کجاست الان ، از دیدن لینچان چ حالی میشه :)))))خدایا ، حال خوب خانواده ام رو میخام .... تروخداااااااااا .خدایا ش ک ر ت !

ولش تایم

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

حریم خصوصی

درخواست حذف این مطلب
بخدا که اگه بفهمی چقدر زشته جلوی جمع ، سرتو ی تو گوشی همسرت (شوهر) ، و بلندبلند بگی حق نداری این ع تو بزاری اینستا و کلی خط و نشون بکشی و آبروریزی کنی ! تهدید کنی که خیلی ناراحت میشی و تلافی میکنی !
حریم خصوصی خیلی لازم و مهمه ، بهمدیگه احترام بزاریم .خدایا ... شکرت !بعدا نوشت : قضیه ؛ شرح رفتار یک خانم با شوهرش است !

بد آموزی !!!!

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

خبر

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

روز عشق خارجیا

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

حال بد

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

اقدام انقل

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]

بخاطر خدا سه ساعته تو ترافیکیم !

درخواست حذف این مطلب
این مطلب توسط نویسنده آن رمزگذاری شده و از طریق فید قابل مشاهد نمی باشد. شما با مراجعه به وبلاگ نویسنده و وارد رمز عبور می توانید مطلب مورد نظر را مشاهده نمایید.

[برای مشاهده این مطلب در وبلاگ اینجا را کلیک کنید]